درود به همه دوستان آرژانتيني
منچستر واسه اولين بار از ديماريا استفاده كرد، آنخل٧٠ دقيقه با شماره ٧ به كار گرفته شد اماسومين بازي يونايتد تو زمين برنلي تازه وارد بدون گل بود يعني ٣ بازي  ٢ امتياز و بدون برد و رده چهاردهم جدول !!! اين درحاليه كه رقيب اصلي اونا يعني چلسي به تاخت و تازش ادامه ميده و اورتونو ٦ تايي كرده و به همراه سوانسي از ٣ بازي ٩ امتياز دارن البته مورينيو از تاتنهام و پوچتينو آرژانتيني حساب لازمو ميبره كه از دو بازي ٦ امتياز و ٥ گل زده داره. اما واسه منچستر اين بدترين شروع فصل تو ادوار گذشته بوده و فنخال فشار زياديو داره تحمل ميكنه، اهالي اولدترافورد كه تو ٢٧ سال گذشته با فرگوسن فقط به صدر نشيني و برد و قهرماني عادت كردن اين شرايطو زياد تحمل نخواهند كرد و فنخال اينو خوب ميدونه، تازه فشار جرايد و مطبوعات هم مثل آوار بر سر فنخاله البته لوييز تجربه يه همچين شرايطي رو تو آژاكس و بارسا داره اما نبايد فراموش كنه كه هواداراي منچستر زياد اهل سازشكاري نيستن و نكته مثبت اين جريان واسه ما آلبيسلسته ها اينه كه رخو تو خط دفاع و آنخل به عنوان يك عنصر نفوذي ، ميتونن عصاي دست لوييز فنخال باشن و كشتي طوفان زده منچسترو به ساحل نجات برسونن چرا كه نبايد فراموش كنيم كه ميراث سر الكس فرگوسن جايگاهي رفيع تو ليگ جزيره و ليگ قهرمانان داشته و اين روزها واسه رخو و ديمارياي تازه نفس يه فرصت طلايي به حساب مياد كه پرچم آلبيسلسته رو به احتزاز در بيارن، اين بار با منچستر و تو ليگ جزيره. صحبت از منچستر شد حيفم اومد از فينال ليگ قهرمانان ٩٨ يادي نكنم اونجايي كه تا دقيقه ٨٨ بايرن يه گل از منچستر جلو بود و تو كمتر از ٥ دقيقه دو گل از منچستر خورد و با اينكه علي دايي رو نيمكت بايرن بود اما چون آلمان دشمن شماره يك آلبيسلسته به حساب مياد از باختش خوشحال شديم.

حسن 93/06/09 |
 بخش اول

لیگ فرانسه 

همانطور که میدانید آرژانتین یکی از مهمترین مراکز پرورش بازیکن جوان در دنیاست و وجود استعداد های فراوان باعث میشه که بسیاری ازآنها دیده نشوند و معمولا بازیکنان باتجربه و معروف که در لیگهای معتبر که پوشش تلوزیونی در ایران دارند مورد توجه هستند  و بسیاری از استعداد ها در بین ما شناخته شده نیستند مگر اینکه فرصت بازی در تیم ملی  بدست بیارن یا به لالیگا و لیگ برتر کوچ کنند . با توجه به اینکه پوشش تلوزیونی لیگ فرانسه در ایران کمتر از لیگهای معتبر اروپایی میباشد مناسب دیدم که 2 بازیکن آینده دار آرژانتینی حاضر در لیگ فرانسه رو معرفی کنم امیدوارم که بپسندید
البته این توضیح رو بدم که این پست دنباله دار خواهد بود و بازیکنان لیگهای کمتر دیده شده دیگه مثل پرتغال، هلند ، مکزیک و ... مورد بررسی قرار خواهند گرفت و نکته بعدی اینکه شرط معرفی بازیکن در این پست استعداد و جوانی هستش و بازیکنان کمتر از25 سال که  برای اینده ارژانتین میتونن مفید باشن

 


ادامه مطلب
پویا 93/06/02 |
     هنگام دیدن فوتبال های خارجی و به خصوص لالیگا و بازیهای تیم ملی آرژانتین نکته ای آزارم می دهد و حتی ممکن است باعث شود صدای تلوزیون رو ببندم و آن نحوه گزارش فوتبال است البته بسته به اینکه چه کسی کار گزارش را انجام میدهد ممکن است میزان تحمل من نیز متفاوت باشد فوتبال ورزشی جهانی است که بازیکنانی از فرهنگهای مختلف و با نامهای مختلفی در آن حضور دارند خوشبختانه میزان اطلاعات زبان انگلیسی در بین گزارشگران ومردم وضعیت بهتری دارد و گزارشگرانی مثل فردوسی پور که تسلط  خوبی در زبان انگلیسی دارند میتوانند نامها را صحیح بیان کنند پس بنابراین مشکل تلفظ نامها در لیگ انگلیس کمتر است ولی با توجه به جذابیت لالیگا و حضور بازیکنانی ازآمریکای جنوبی در این لیگ (وبه ویژه آرژانتین) انتظار میرود گزارشگران و مردم علاقمند اطلاعاتی راجع به زبان و فرهنگ آن ناحیه داشته باشند
   زبان بیشتر کشورهای امریکای جنوبی اسپانیایی است و اگر برزیل را که پرتغالی زبان رسمی آن است کنار بگذاریم 9کشور دیگر همگی به زبان اسپانیایی تکلم میکنند و ارژانتین بعد از برزیل بزرگترین کشور امریکای جنوبی از لحاظ وسعت  و اقتصاد است البته یادآور میشوم برزیل 200 میلیون جمعیت و ارژانتین حدود 40 میلیون جمعیت دارد و مشخص است که اقتصاد ارژانتین کوچکتر از اقتصاد برزیل باشد ولی آرژانتینی ها از لحاظ دانش و هنر  همانند ورزش حرفهای زیادی برای گفتن داشته اند و دارند
   در امریکای شمالی و کونکاکاف بجز ایالات متحده و کانادا بیشتر کشورها همانند آمریکای جنوبی به زبان اسپانیایی صحبت میکنند و به طور کلی در دنیا حدود30 کشور زبان رسمی شان اسپانیایی است
   پس با این اوصاف من ببیننده حق دارم این پرسش را مطرح کنم  که وقتی  بیشترین استعدادهای فوتبال جهان و جذابترین لیگ دنیا با زبان اسپانیایی شناخته میشود چطور گزارشگران ما اطلاعات کافی از این زبان ندارند و در برخی موارد تلفظ ها اشتباه می باشد. در این یادداشت تلاش میشود راجع به اشتباهات مرسوم در تلفظ نام بازیکنان نکته هایی بیان شود و تلفظ صحیح و اشتباه ارائه شود امیدوارم مفید باشد
حال به توضیح درباره چند نام و نحوه تلفظ آنها میپردازم  با ذکر این نکته که حرف های الفبای اسپانیای نزدیک به انگلیسی است ولی در چند حرف تفاوت وجود دارد که بعضی از این حروف را در اینجا بیان می کنم

در زبان اسپانیایی دابل ل «LL»، ی خوانده میشود. مثال:  Casillas =کاسیاس خوانده میشد و کاسیلاس اشتباه است و همینطور است  سابیا (نه سابیلا) و....
حرفH  نوشته میشود ولی خوانده نمیشود.مثال =higuain ایگواین  و همینطور است                     =     hiero   ایه رو(نه هیرو  )   
حرفj =خ خوانده میشود مثال james rodrigez= خامس رودریگس(ونه جیمز رودریگز) و همینطور است rojo=روخو
حرف V =ب خوانده میشود مثال: Valencia= بالنسیا  و همینطور است tevez= تبس (ونه توز)
حرف  Z=در این زبان س تلفظ می شود مانند TEVEZ=تبس( و نه توز) و یا رودریگس به جای رودریگز

چند تفاوت کوچک دیگر بین الفبای اسپانیایی و انگلیسی وجود دارد که به امید خدا بعدا اشاره خواهد شد

پویا 93/05/29 |

آرژانتین، که در زبان اسپانیایی همان "سرزمین نقره" است، انگار روزی که داشتن واسه این سرزمین اسم انتخاب میکردن می دونستن سرنوشت این قسمت از کره خاکی پیوند عجیبی با نقره خواهد خورد. تا هر زمان نام آرژانتین بزرگ به میون میاد، ما ناخودآگاه یاد نقره ها بیفتیم بجای طلاهای از دست رفته!!

گفتم ناخودآگاه! این "ناخودآگاه" خیلی موقع ها بصورت واقعا ناخودآگاه موضوعات زیادی رو توی ذهن آدم میاره، مثلا اگه تیممون از 3 تا بازی مرحله گروهی با 3 تساوی و به کمک جدول و... بعنوان تیم دوم از گروه بالا بیاد، اون وقت ناخودآگاه میریم توی آرشیو تاریخ جستجو میکنیم که آیا تیمی که با 3 تا تساوی و به عنوان تیم دوم اومده بالا، قهرمان هم شده؟! و اگه یه مورد پیدا کنیم سریع خیالمون راحت میشه و اون وقت صدا رو صاف میکنیم، سینه رو میدیم جلو و مقابل حریف با اقتدار میگیم: مــــــــــــــورد داشتیم....

اما آیا غیر از اینه که توی تاریخِ فوتبال، جبری در کار نیست. بلکه این تاریخ، مجموعه نتایجی هستن که امکان تکرارش هم وجود داره؟!

اون تیمی که واسه اولین بار توی تاریخ با 3 امتیاز از 3 بازی بعنوان تیم دوم اومده بالا و در نهایت قهرمان شده، نه الگویی داشته و نه بعلت فقدان الگو ناامید بوده. بلکه فقط به قهرمانی فکر میکرده و به قولی به ذهنیتش عینیت بخشیده و تاریخ ساز شده. درست برعکسِ زندگیِ واقعیِ تلخِ ما آدم های معمولی، که دائما واسه انجام کارای جدید دنبال یه الگو، یه راه پیموده شده، یه قله فتح شده و ... میگردیم و در واقع نه در خودمون میبینیم و نه بصورت ناخودآگاه به خودمون اجازه میدیم که راه رو خودمون بسازیم (این بحث مفصل تر از این پستِ و ارتباطش با فوتبال تا همین جا بسه، بگذریم)

 



 

 

ممکنه خیلی از ما مخصوصا بعد از فینال 2014 دیگه به طور حتم تصور کنیم که لباس دوم آرژانتین شگون نداره، بد اقبالی میاره و... اینا همه تصورات ماست که اگه بهش زیاد بها بدیم ممکنه بصورت جدی روی واقعیت تاثیر بذاره.

حالا که صحبت از واقعیت شد، بیاید با واقعیت ها سروکار داشته باشیم، واقعیت یه چیزی مثل اینه که سیموئنه میاد و با یکسری بازیکن درجه دو و سه، توی سطح اول فوتبال جهان غول کشی راه میندازه و بقول خودش؛ بازیکن ها رو با یه چاقو لای دندونا میفرستتشون توی زمین!!!!

اون بخوبی میدونه که تنها نبوغ، از یک بازیکن، مسی نمیسازه (هرچند که سیموئنه قصدش ساختن یکی مثل مسی نیست بلکه اون دنبال ساخت یک بازیکن جنگنده و با انگیزست که وظیفاش رو به خوبی انجام بده.) بلکه نقش پررنگ قدرت ذهنِ (یا همون روحیه ی خودمونه) که بازیکن رو به این توانایی میرسونه و در ابتدا اجازه میده که بازیکن ها، خودشون بــاور کنن که آدم های استثنایی هستن و سپس مردم جهان به این باور برسن. همین قدرت ذهن از مورینیویِ مترجم یک مربی حرفه ای ساخت و بلعکس، در شکل توهمیش، اسکولاری رو از بین برد.
وقتی راهت رو پیدا کردی هیچ چیز دهشناکی تو رو نمی ترسونه و همه چیزا میشن لذتی برای رسیدن به هدفت.

همه ی این صغری کبری چیدن ها واسه این بود که بگم، آرژانتین نقره ای نخواهد بود، بشرط اینکه اول خودش به این باور برسه و بعد دیگران. چونکه اون چیزی که من از اول جام توی اخبارِ حواشی جام راجع به مصاحبه بازیکن ها و سرمربی می خوندم و میشنیدم در اکثر اوقات این بود:
"هدف ما رسیدن به فینال است."

اگه الان سه ستاره بودیم، نه من راجع به آرژانتین این مطالب رو مینوشتم و نه خیلی ها راجع به توانایی های لـــو و بازیکن هاش اونجوری اغراق میکردن.

 


 

 

حالا می خوام یه بار دیگه برگردم و از اول شروع کنم:

"تاریخ ابتدا به وقوع می پیوندد، سپس تفسیر می شود."

 

 

elistuta 93/05/27 |

سابلا متشکریم !! تاتا این تو و این آلبیسلسته ...

پس از تعیین تاتا مارتینو بعنوان سرمربی تیم ملی آرژانتین همچنان اختلاف بین هواداران آلبیسلسته در مورد این انتخاب وجود داره .. برخی ها با توجه به کارنامه مارتینو با خوشبینی به این انتخاب نگاه میکنن و این مربی رو گزینه مناسبی برای در دست گرفتن هدایت نائب قهرمان جهان و ادامه دادن راه سابلا میدونن .. و برخی دیگر هم کارنامه مارتینو در بارسا رو (از نظر خودشون) قابل قبول نمیدونن و او رو در حد و اندازه آلبیسلسته نمی بینن .. 

 

 

اولا با توجه به گزینه های مطرح شده سه نفر به عنوان نامزدهای اصلی سرمربیگری بودن :

1- سیمئونه ... شکی نیست که سیمئونه محبوب ترین گزینه از نظر همه هواداراست با توجه به اینکه درمدت هدایت اتلتیکو مادرید معجزه های فوتبالی زیادی آفرید .. دوقطب اسپانیا رو شکست داد و قهرمانی لالیگا رو کسب کرد. به فینال لیگ قهرمانان اروپا رسید و چلسی و میلان رو رفت و برگشت شکست داد و... سیمئونه الان در اوج دوران مربیگری خودش به سر میبره و رفتن به تیم ملی واسش مثل خودکشیه چرا که الان داره دورانی رو مثل دوران مورینیو در پورتو تجربه میکنه .. یکی دو سال در اتلتیکو میمونه و بعدش باشگاههای بزرگتر و قراردادهای سنگین انتظارش رو میکشن .. پس غیرممکنه که در این دوره و با این شرایط هدایت تیم ملی رو قبول کنه و 4 سال دیگه شاید آینده مربیگری خودش رو به خطر بندازه .

2- پکرمن ... او هم یک گزینه جذاب میتونه باشه ، ولی بعضیا میگن " شاید آّب رفته به جوی برگرده ولی دیگه قابل آشامیدن نیست! " .. یک تیم رویایی در جام2006 ساخت ولی هیچکی نمیتونه 3 اشتباه بزرگش رو فراموش کنه (1-تعویض ریکلمه 2-خط کشیدن روی اسم زانتی در اوج دوران بازیگریش 3- بازی ندادن به مسی وقتی آلمان ازهم گسیخته شده بود و این کمکی بود به آلمانها برای زدن گل مساوی) .. و به این خاطر میشه کارنامه پکرمن رو متوسط دونست خصوصا اینکه در جام کنفدراسیونها هم در فینال بازی ضعیفی ارائه داد .. و حتی اگه نتایج پکرمن رو خوب فرض کنیم تاریخ نشون داده وقتی مربی به تیمش برمیگرده نمیتونه عملکرد خوب خودش رو تکرار کنه مثل اسکولاری در برزیل یا مورینیو در چلسی .. جدا از اینها فدراسیون کلمبیا دودستی پکرمن رو چسبیدن و حتی پاسپورت کلمبیایی به او دادن ، و اگه دوباره مربی آرژانتین بشه فشار زیادی روی دوشش خواهد بود برای بازگرداندن قهرمانی ها و جبران اشتباهات و ناکامیهای گذشته اش با آلبیسلسته.

3- خراردو مارتینو (تاتا) ... از همون روزهای پایانی جام جهانی نزدیکترین و بهترین انتخاب برای هدایت آلبیسلسته بود .. همون وقتی که سابلا گفت هر نتیجه ای که بدست بیاد بعد از جام جهانی از تیم ملی کناره گیری میکنه .. با تفکراتی شبیه به تفکرات سابلا .. و نتایجی درخشان در باشگاههای پاراگوئه و تیم ملی پاراگوئه و همینطور نیوولز اولد بویز .. و یک فصل قابل قبول سابقه مربیگری در بارسلونا و در نهایت فدراسیون بعنوان سرمربی تیم ملی آرژانتین روش دست گذاشت .

دوما برای اونهایی که از عملکرد تاتا در بارسلونا انتقاد میکنن باید بگم که کاملا در اشتباه هستن به این دلالیل :

1-تیم رو موقعی که تحویل گرفت که فرصت چندانی برای کار با بازیکنا نداشت و مرحله آماده سازی تموم شده بود.

2-تیم با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم میکرد که تا پایان فصل هم ادامه داشتند (قرارداد نیمار ، درگذشت تیتو ویلانوا ، مسی و مشکلات مالیاتیش ، استعفای رئیس باشگاه و ناهماهنگی در سطح مدیریتی )

3-عدم جذب حتی یک بازیکن در خط دفاع با توجه به مشکلات زیاد بارسا در دفاع و نشونش هم خریدهای متعدد دفاعی این فصل بارسا

4-مصدومیتهای طولانی ستونهای تیم مثل مسی و نیمار و والدز و عملکرد ضعیف پینتو

5-اختلاف با مسئولان تیم .. اونها میخواستن روال حفظ توپ و برتری مالکیت ادامه داشته باشه ولی تاتا افکار خودش رو داشت

6-افت دسته جمعی بازیکنای تیم خصوصا در نیم فصل دوم مثل ژاوی و اینیستا و بوسکتس و تاحدی مسی که آثار اون رو در تیم اسپانیا در جام جهانی دیدیم

7-اوج گیری اتلتیکو با سیمئونه و رئال پرستاره با کارلو آنچلوتی

8-عملکرد مقتدرانه و رکوردشکنیهای فوق العاده در نیم فصل

9-شکست دادن رئال در دوبازی رفت و برگشت

10- تاتا ناموفق نبود بلکه انتظارات از تیم درب و داغون و ناقص بارسا خیلی بالا بود .. تا آخرین دقیقه واسه قهرمانی لالیگا تلاش میکرد و سوپرجام رو قهرمان شد و تیم رو به فینال کوپا دل ری رسوند یعنی همون عملکردی که مورینیو با رئال داشت البته رئال مملو از بازیکنای آماده بر خلاف بارسای تاتا.

سوما نکات منفی تاتا در بارسلونا این بود که دربرابر خواسته های مسئولان نتونست مقاومت کنه و سیستم دلخواهش رو نتونست پیاده کنه ، و همینطور برای جذب بازیکنای موردنیاز فشار نیورد به باشگاه .. تو بعضی بازیهای کوچیک هم اشتباهات بدی داشت.

نکات مثبتش : جرات قبول کردن مسئولیت این تیم در بدترین شرایط یعنی ماموریت غیرممکن رو داشت ، در زمان مصدومیت طولانی مسی عملکرد تیم خوب بود و یجورایی تیم رو از سایه سنگین مسی که از زمان خدابیامرز تیتو ایجاد شده بود دراورد . یک مربی واقعی که تیمش بازی روونی ارائه میده و تونست در الکلاسیکوها رونالدو رو مهار کنه و قهرمان انگلیس یعنی من سیتی رو رفت و برگشت شکست بده . الکسیس سانچز رو دوباره به دوران خوبش برگردوند . ابهت دفاع بارسا که در زمان تیتو به شدت ضعیف شده بود رو برگردوند هرچند نه بطور کامل . شروع فوق العاده در نیم فصل اول که اگه در نیم فصل دوم هم ادامه داشت پپ گواردیولا رو از یاد طرفداران بارسا میبرد !

 حالا تاتا تیم نائب قهرمان جهان رو داره تیمی که از نظر دفاعی بسیار پیشرفت کرده و اعتماد به نفس خودش رو برای بازگشت به قهرمانی ها دوباره پیدا کرده .. و باید روی نقاط ضعف تیم کار کنه خصوصا در زمینه بازیسازی و نوک حمله و همچنین استفاده از جوون های آینده دار به جای بازیکنایی مثل پالاسیو و ... 

آرزوی موفقیت برای تاتا و آلبیسلسته

 

محمد 93/05/24 |

بدون خوشحالی ای آرژانتین !

 

 

ناامید ، ناراحت ، خسته ام ... منتظرم ناراحتی این شکست هم مثل شکستهای قبلی کم کم فراموشم بشه . اون خوشحالی که 28 ساله منتظرشیم همین بود !؟ 28 ساله قبل از اینکه به خوشحالی موردنظر برسیم سر از یه سراب دیگه درمیاریم .. از اون شب لعنتی تا همین الان که دارم مینویسم اون ناراحتی ، اون درد ، اون حسرته هنوز باهام هست .. اگه از مدتها قبل رویاپردازی نمیکردم و نقشه های شیرین نمیکشیدم که همشون تو یه لحظه بر باد رفتن.. الان اینجوری نبودم .. بعد از بازی اسیر ناراحتی و غم و بغض بودم بخاطر چی ؟ بخاطر یه پوسته کروی شکل باد شده بی صاحاب که روی خوششو به همه نشون داده الا من .. من هیچوقت روی خوشی و خوشحالی ازش ندیدم

کاش میشد ازش بپرسم که چرا اینجوری میکنه چرا ازم متنفره چرا از من و عشقم آرژانتین دوری میکنه .. خوشحالی رو میگم .. چرا همیشه ناراحتی به سراغ آرژانتین میاد یعنی حق دیدن خوشحالی رو نداره !؟ آخه لامصب چرا هرموقه بهت احتیاج داریم نیستی ولی هرموقه ضدحال به ما احتیاج داره سریع پیدامون میکنه !؟ اصلا میدونی چیه من که دیگه ازت متنفر شدم اصلا هرموقه منتظرت بودم و صدات کردم جواب ندادی و بیشتر ازت متنفر شدم و دیگه نبودت برام عادی شده و نیازی بهت ندارم اصلا اگه باشی تعجب میکنم !

ولی با همه اینا من می مونم و عشقم آرژانتین و همچنان عاشق رنگ آبی آسمونی و سفیدش میمونم و از عطرش نفس میکشم و با صدای طرفداراش تو مونومنتال و لاپومپونرا حال میکنم ولی بدون خوشحالی ... بدون خوشحالی ای آرژانتین !!

از تو درد لذت بخش .. هر چی میکشم خوبه

محمد 93/04/26 |
 
مطالب قدیمی‌تر